خنده های بی دلیل
گریه های بی دلیل
خیره گی ها , خیره گی ها , خیرهگی .
خیره گی ها و سکوت
خیرهگی و افق سرخ غروب
خیره گی و علف ترد بهار
خیره گی و شبح کوه و درختان در شب
خیره گی و چرخش گردن جغد
خیره گی و بازی ستاره ها
خنده بر جنگ بز و گیوه پهن مادر
گریه بر هجرت یک گربه از امروز به قرنی دیگر
خنده بر عرعر خرمن!
من باید برگردم...!!!"
مي دونم، هيچ راه ديگه اي نيست،يه جاده ي بزرگ يه طرفه جلومه،با اينكه خيلي پهنه ولي اگه يكم منحرف بشم زودي مي افتم تو دره.نمي دونم كيلومتر چندشم ولي الآن پليس جريمم كرد گفت" خانم محترم سريعتر حركت كنيد،خيلي كنديد اينجوري جلوي حركت ديگرانم مي گيريد!" بازم جريمه شدم!يه تابلو اينجاست،ولي فلشش در جهت عكس اين جاده ي لعنتيِ،روش با يه فونت زشت و كمرنگ،يه جوري كه كسي نتونه بخونه نوشتن:به سمت كودكي